آیا تا به حال کسی از پیروان دکتر شریعتی را دیده اید که یک انسان دین دار و اهل

عبادت و نماز شب خوان باشد.

آیا تا به حال کسی از طرفداران شریعتی و طرز تفکر او را دیده اید که در

دسته های عزاداری ابا عبد الله  - علیه السلام - مشغول گریه و عزاداری باشد.

آیا کسی از طرفداران او را دیده اید که مقید به رعایت حلال و حرام الهی و رعایت

محرم و نا محرم باشد.

کمی فکر کنید.

بعد از آن به طور حتم قضاوتتان درست خواهد بود!

 


نقد آثار و تفکرات شریعتی

 

 

کتاب زمینه شناخت قرآن (انتشارات بعثت)

 

دکتر شریعتی :

 

واقعیت آشکار امروز این است که نسل پیر به شدت زر زده و حریصانه به

این درخت اسکناسی که جلو همه در مرکز جامعه ما بنا کرده اند چسبیده اند

و همه ارزشهای انسانی و اعتقادی را فراموش کرده اند و جز یک سلسله

حرکات وسمبل ها و شعائر و اورادی از دین هیچ نقش و ارزشی در برابر

این وضع ندارند . ص 7

 

این روش تعبیر از نسل گذشته  


۱-
 بر خلاف انصاف است

  

روشن است که در نسلهای گذشته بزرگانی بوده اند

که پرچم دار مبارزه با تهاجمهای فرهنگ بیگانه بوده و

در راه دفاع از ارزشهای دینی و آشنا کردن توده مردم

با اسلام ناب گامهای بسیار بزرگی برداشته اند و در

این راه مورد حمایت توده مردم نیز قرار گرفته اند چرا

که در غیر این صورت راه به جایی نمی بردند و

منشا هیچ اثری در جامعه نمی شدند .


آیا اگر اکنون چیزی از دین به دست من و شما رسیده

به برکت تلاشهای ماسینیون و امثال او بوده یا همین

نسل پیر با دلسوزی و تلاش آن را حفظ کرده و

در اختیار شما گذارده تا بر سر سفره اش بنشینید و

به صاحبش ناسزا بگویید .


نویسنده نباید با دیدن افرادی که از دین تنها به اسم آن

و به قول نگارنده به انجام کارهای سمبلیک بسنده

کرده اند تمام نسل گذشته و پیران را به نادانی

و نفهمی و پول پرستی و دنیا طلبی متهم سازد.


2- بر خلاف ادب است

  
شما در هر صورت در باره نسل قبل از خود یعنی مثل

پدر خودتان سخن می گویید و حتی اگر به فرض آنان

براستی چنین خطایی مرتکب شده باشند نباید

با چنین لحنی در باره آنان سخن گفت.


۳- موجب تشدید احساس جدایی و بی ربطی بین دو

نسل است.


بی اعتقاد کردن جوانان به نسل و نسلهای گذشته

خیانتی بس بزرگ و جبران ناپذیر است چرا که معنای

آن با ارزش شمردن بی بتگی و بها دادن به

خود رایی و غلط شمردن هر چیزی است که از آنان

به ما رسیده است . مگر نسل جدید می تواند جز بر

پایه آنچه از گذشتگان به او رسیده کاری بزرگ از خود

به یادگار بگذارد . علاوه بر این که مگر خود شما

همیشه آخرین نسل و جوان می مانید. شما هم

برای فرزندتان پیر و نسل گذشته به حساب می آیید

پس به مقتضای سخن خودتان آنها نیز باید شما

را سنتی و قشری و منفعت طلب دانسته و از افکار

شما فرار کنند! این در واقع ترویج هرج و مرج

و آنارشیسم در عرصه فرهنگی است.


دکتر شریعتی :

 

بزرگ ترین و فوری ترین کار ( به نظر من ) در زمینه اعتقادی و فکری

تدوین یک سیمای کامل از ایدئولوژی اسلامی است ... این ها نه تنها معلوم

نیست بلکه چنان مغشوش و در هم و بر هم و قر و قاطی است که دست

راست ترین گرایشها و دست چپ ترین گرایشها را در اسلام می بینیم. ص8


آقای دکتر گویا گمان کرده اند که پیش از ایشان هیچ

عالمی نبوده و در زمینه تنظیم این ایدئولوژی

مغشوش! هیچ کاری صورت نگرفته و ایشان

اولین عالمی!هستند که این فکر بکر به ذهنشان

رسیده که بیایند و چنین زحمتی را بپذیرند. آیا این فکر

معلول همان قطع ارتباط بین نسل جوان و گذشته و

غلط شمردن کارهای گذشتگان نیست بد نبود ایشان

به جای این که خودشان را کاشف قاره

نابسامانی ایدئولوژی اسلامی بپندارند سری به

کتابهای بومی هایی امثال علامه حلی و شیخ مفید

و خواجه نصیر الدین طوسی و شیخ صدوق و

بوعلی سینا و ... می زدند تا خود را کاشف و مبتکر

این عرصه ندانند. 

دکتر شریعتی:  

استثماری و وقیحانه تر از استثمار آمریکایی در بین همین مومنین و حاجی

های بازار خودمان و سرمایه دارهای مومن و مقدس و واقعا معتقد ما وجود


دارد و در عین حال اسمش اسلام است و شدید ترین و تندترین اسلام


 ابوذری هم باز مطرح است. این مرزها و حسابها را باید از هم سوا کرد،


 به درک که خیلی از مومنین مقدس را هم در این مرزبندی


دقیق خارج از مرز اعلام کنیم و فدا کنیم مگر همیشه باید آنها بایستند


و ما را تکفیرکنند بگذار ما هم یاد بگیریم بایستیم و آنها را تکفیر کنیم

تکفیر که حق انحصاری یک گروه خاص نیست ما هم یاد می گیریم . ص 9


تکفیر و اعلام کفر دیگران نه کار حاجی های بازاری و

نه کار شماست تنها مجتهد جامع الشرائط است که

حق چنین کاری را دارد. در واقع نویسنده با قرار دادن

نام حاجی بازاری به جای نام مرجع تقلید قداست و

قطعیت آن را زیر سوال برده و با مغالطه سعی کرده

آن را یک ابزار عمومی و همگانی و قابل استفاده

توسط غیر مجتهد و حتی خودش معرفی کرده تا با

سیاه معرفی کردن آن از ارزش و لازم الاطاعه بودن

حکم مرجع تقلید بکاهد.


دکتر شریعتی :


یک مساله دیگر که در واقع طرح نیازی است تا بعضی دوستان به جستجوی

جواب آن برخیزند و تقریبا از هر اهل مطالعه ای بر می آید یک فاضلی

باسوادی اهل دردی آشنایی، لازم نیست آقای دکتر یا آقای مهندس باشد یا


آیۀ الله هر کس که کتاب می خواند می فهمد درد دارد شعور دارد چرا که


عالم در اسلام به معنی آگاه است نه به معنی آدم فنی ، چرا که علم در


 بینش اسلامی نور است ، آن علمی که عبارت از تصویر صورت اشیاء

در ذهن می باشد علم یونانی است علم اسلامی نور یقذفه الله فی قلب

من یشاء است و روشن بینی در برابر حقیقت غیر از تصویر اشیاء

خارجی در ذهن است دو جور عالم داریم یکی عالم اسلامی که ذکرش

رفت و دیگری آن عالم که یک مستشرق هم توسط آن جور علم ممکن

است بسیاری از حقایق اسلامی را بهتر از همه ما بداند.ص ۹ و۱۰

 
البته وقتی یک غیر کارشناس می خواهد در باره

مساله ای صحبت کند باید چنین سخنانی هم بگوید

تا حق اظهار نظر در باره آن مساله را برای خود

محفوظ بدارد .


عالم در اکثر روایات اسلامی به معنی متخصص و

کاردان است نه هر کس که یک آگاهی و اطلاعات

فی الجمله دارد.


 آیا اصلا عقل این را می پذیرد که هر کس چهار تا

کتاب خواند حق اظهار نظر داشته باشد. ایشان

می خواهند هرج و مرج در زمینه اظهار نظر در مسایل

دینی به وجود بیاوند تا همه مانند خودشان نخوانده

ملا باشند و به همین خاطر است که پیروان

شریعتی براحتی در مقابل کسانی که عمرشان را

صرف تحقیق و تخصص در علوم دینی کرده اند

موضع گیری کرده و نسبت خطا و نفهمی به

آنان می دهند و خود را عالم و صاحب نظر می بینند .

این یکی از سمهای مهلک آثار دکتر شریعتی

است که از راه مطالعه کتابهای او به بدن همه

پیروانش سرایت کرده است!


به علاوه ایشان متوجه نشده اند ( شاید هم تظاهر به

نفهمیدن می کنند ) که خدای متعال نور علم را در قلب

بندگان مومن و اهل عبادت و منزه و وارسته خود قرار

می دهد نه در قلب یک کافر که در باره اسلام

مطالعه کرده است.


واقعا برای این همه غلط اندازی و تحریف باید به ایشان

آفرین گفت !


دکتر شریعتی :


این دیگر تازگی دارد و فلسفه پفیوزی برای پفیوزها می شود. ص 35


 البته رعایت ادب و نزاکت در سخن هم از امتیازهای

دیگر ایشان است!

 

دکتر شریعتی :

 

مثلا در قرآن دو اصطلاح وجود دارد یکی حسنات و دیگری صالحات که

معمولا هر دو مترادف و به معنی کار خوب استعمال می شود ... حسنه خدمت

و تقویت انسان در بودن اوست ... در صورتی که صلاح عمل تغییر دهندگی

یک فرد یا یک جامعه یا یک نظام اجتماعی در مسیر یک آرمان انسانی

و یک ایدئولوژی است . ص ۳۸ - ۴۰


این هم لابد از برداشتهای آزاد ایشان است و گرنه در

روایات منظور از حسنه محبت اهل بیت معرفی شده

(شواهد التنزیل ج 1 ص 428) و به قرینه مقابله بین


 
عمل صالح و عمل سیء  در قرآن در آیه :


 و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر

سیئا عسی الله ان یتوب علیهم ان الله

غفور رحیم.( سوره توبه، 102)
مراد از عمل صالح

عبادت و بندگی خدا و در مقابل گناه

و معصیت با عمومیت آن است .

 

 

 ادامه دارد...